دوستی می گفت:

تنگنای سختی است! یک انسان یا باید بماند یا باید برود.

و این هر دو اکنون برایم تهی شده است،

 و دریغ که راه سومی هم نیست..

 

پی نوشت: . . . . . .                   این رامن گفتم، باقی را تو بخوان.

 

/ 9 نظر / 15 بازدید
سروناز

واقعا حق با تو ای کاش راه فراری از این منجلاب میشد پیدا کرد.............

Diapason

خیلی جالب بود این وبلاگ اولا از آپ شدنت خبرم کن دوما باید سرفرصت یک مطالبی را (نظراتم ) را برایت بگویم موفق باشی دوست من

ارمغان

سلام. شاید نزدیک 3ماه هست که از وبلاگ دورم. خیلی وقته به اینجا هم سری نزدم. چند تا نوشته آخر رو خوندم. عکسهای فوق العاده ای گذاشتی اما از صورتک ترسیدم. دوست ندارمش. ترسناکه. امیدوارم صورتکی که واسه خودت ساختی مهربونتر و با روحتر از اینی که گذاشتی باشه.

مائده_گاهی دلم برای خودم تنگ می شود_

می بینم که اول شدم [نیشخند] مثل همیشه عالی بود[قلب]

مائده_گاهی دلم برای خودم تنگ می شود_

ااا؟؟؟ نظرات تاییدی شده ؟ پس فکر نکنم اول شده باشم [زبان]

فریاد

آی دلتنگی ... کجای این دنیا گلی پیدا میشه کرد که تلخی فراق پروانه رو نچشیده باشه؟ یا مادری که دلتنگ نفسهای کودکش نباشه یا درختی که زیر شرشر بارون چشم براه پرستوهای مسافر نباشه.. دلتگی انگار مثل هوا برای ما واجب شده .. بلاگ زیبایی دارید از حضورتون خرسند خواهم شد [گل]

آرزو

انسان سرنوشتی دارد, که افکار و اعمال و کلماتش به سوی آن سوق می دهند و اگر بسنده نباشد , قدم هایش او را به اقامتگاهی ناخواسته می رسانند.[گل] در پناه حق

بنفشه

کی گفته راه سوم نیست؟! می شه رفت در حالی که تو یاد دیگران موندی. نمی شه؟![لبخند]