عنکبوتی عاشق طعمه اش شد

عنکبوت از گرسنگی مرد..   نه از عاشقی!

طعمه هم از گرسنگی مرد..  نه از عاشقی!

حالا ما ماندیم و فلسفه عشق

عنکبوت را بی خیال، باید دنبال تار عنکبوت برگردیم یا رویای یک حشره برای پرواز؟؟

/ 51 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا صادقی

تمامیتش زیبا بود. ممنون از نثری که متاثر می کند. ممنون از قلمی که همچنان متحمل می شود نوشتن را. با این همه بی جوهری. با این همه بی کاغذی.

زیر باران

[گل]سلام آقا هادی قشنگ نوشتی مثل همیشه ............ راستی می دونستی یه عنکبوت به اسم بیوه سیاه وجود داره که بعد از اینکه جفت گیری می کنه عنکبوت نر وارد دهن عنکبوت ماده می شه که بخوردش دانشمند ها می گن دلیلش اینکه هم انرژی لازم رو ماده واسه به دنیا آوردن بچه عنکبوت ها داشته باشه هم ژن های اون به نسل بعد منتقل بشه ............ جالبه مگه نه[گریه][لبخند] من به این می گم عشق................ [گل] موفق باشی [گل][گل]

صدای سکوت

سلام واقعا زیبا بود بی هیچ اغراقی _____________ صدای سکوت به روزه فرصتی بود سر بزنید

لیلا صادقی

با سلام. من نیز گاهی نوشته های شما را خوانده ام و از آن ها لذت برده ام. اگر کار چاپ نشده دارید خوشحال می شوم روی سایتم از آن استفاده کنم. پیروز باشید.

سمیه

عالی بود واقعا زیبا..... همه میمیرند ...... از عاشقی[گل]

گیسو

چه فرقی می کنه وقتی عنکبوت رو بی خیال شدی..........

سلام و ادب و احترام. رفته بودم بی دلیل. امدم یادی کنم. گرچه می دانم یادی از من نیست و جایی خالی نیست. دیر شد و دیر است اما تنها به رسم ادب و احترام سلام! مراقب خودت و افکار پاک ات باش. پاینده باشی.

بانو

به رسم همیشه سلام. بی خیال تار عنکبوت و پرواز شویم.دلمان به حال خودمان بسوزد که اسیر این پیله ی خود ساخته ایم. یاعلی.

یاسی

[نگران]