سال به روزهای آخر خودش نزدیک میشه و من رو یاد پیر مردی میاندازه که با موهای سپید بلند در جادهای که انتهاش به آسمان میرسه گام بر میداره.       یک سال گذشت با همه تلخی و شیرینی هاش..

خوشی ها رو می گذاشتم به حساب نعمت و گرفتاری ها رو به حساب حکمت. اما اگر بعد از هر نعمت یک حکمت می رسید(یا برعکس) اونوقت لال می شدم و نمیدونستم اسمش رو چی بگذارم. یه زهر ماری که همه چیز رو از دماغت در می آورد.

شاید خدا هم گاهی از تنهایی حوصله اش سر میره و میخواد

امسال جاهایی رفتم که ممکنه دیگه هیچوقت نتونم برم. کسانی رو دیدم که ممکنه دیگه هیچ وقت نبینم.

با آدمهای زیادی آشنا شدم و در عین حال آشناهای زیادی رو هم از دست دادم.

هیچ برنامه ای برای سال بعد ندارم. هیچ انتظاری هم ازش ندارم.

چیزهای رو که هنوز دور نریختم اگر از من نگیرند برای خودم تا سال دیگه نگهشون میدارم. حتی زخم های تنم رو ...

برای همه سال خوبی  آرزو میکنم و امیدوارم که واقعا یک سال بزرگتر شده باشند .

در پناه تمام خوبی ها شاد و سر افراز بمانید

کوچه های ما هنوز هم سایه های سر کشی دارد

هنوز به خاطراتش می بالد

کوچه های ما هنوز هم دلش داغدار پرستو یست که هرگز باز نگشت

و شادمان پرنده ای که در لابه لای دودکش خانه مادر بزرگ لانه کرده

کوچه های ما هنوز راه را نشان عابرانی می دهد که راهشان را در انتهای راه گم کرده اند

هنوز میهمان عابرانیست که صادقانه لبخند می زنند

کوچه های ما هنوز هم پوسترهای تبلیغاتی هزار شغل را یدک می کشد و اسپرهای رنگارنگ به ظاهر بی دلیل

هنوز هم بر گه های نیمه مانده بر دیوار که گاه پاره ای شماره است و گاه تکه ای از نام

کوچه های ما هنوز هم وقت بهار بوی گلها را بی دریغ به من، به تو  و به عابران می بخشد

هنوز هم همه خاطرات فراموش شده همه عابران را فراموش نکرده است

کوچه های ما زیرکانه چاله های تیله بازی ما را به رخ کودکان می کشد

 هنوز هم خطی که با چوب الک بر دیوارش نقش کردم عمود ایستاده است

هنوز دلتنگ روزهای آب و جاروست هنوز دلتنگ فریاد خورده فروشهای دوره گرد.

کوچه های ما با بوی بهار دوباره ذره ذره زندگی را به جان عابران می بخشد.

شاید در گذر اینهمه آدمهای گمشده کسی گمشده اش را یافت.

وشاید زندگیش را و شاید فلسفه از دست دادنش را.

 

اپیزود سوم

هی تو...

/ 49 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام کاشونی

سلام دوست خوبم چطوره احوالت؟ امیدوارم همواره دلت شاد و لبت خندون باشه به روزم در مورد الهامم خواستی بیا خوشحال میشم

خورشید خانوم

همه خود، درد من بودند/گمان کردم که همدردند

خورشید خانوم

قبل از اینکه در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنی، کمی با کفش های او راه برو

آناهیتا

سلام هادی جان سال نو رو بهت تبریک میگم امیدوارم تو سال جدید خدا روزای خوبشو واست نگهه داره امیدوارم غیبت طولانیم باعث نشده باشه که فراموشم کرده باشی منتظر پیامت هستم ممنونم

ساز خدا

سلام.....حیاط خانه بزرگ هنوز نم داشت....به روزم....خوشحال می شم قلم رنجه کنید

مزنا

سلام سال نو شد شما چرا نو نشدید.

عبدالله حق دوست

[لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] با سلام خدمت دوستان عزيز؛ با مطالب جديد؛ «حرز "شرف شمس"»(دعاي مخصوص روز 19 فروردين براي روي انگشتر)[گل] [گل] و «احاديث بسيار زيباي هفته بيست ويکم» [گل] [گل] و «معناي "وليّ" در "حديث غدير"» [گل] [گل] در خدمت شما هستم. منتظر حضور سبز شما عزيزان هستم. [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل]

ساز خدا

سلام......خانه پدربزرگ هنوز نم داشت....به روزم...خوشحال می شم قلم رنجه کنید[گل]

علیرضا

سلام...وقتی به آدرس کلبه ی دلتنگیت برخوردم اولین چیزی که به مغزم خطور کرد این بود که مگه آدم دلش برای خودشم تنگ می شه....چون اصولا دلتنگی وقتی سراغ آدم میاد که آدم از یه چیزی یه کسی یا یه جایی دور باشه...ولی ادم که از خودش دور نیست که اسمتو گذاشتی گاهی دلم برای خودم تنگ می شود... دو سه روزه بد جور دلم برای خودم تنگ شده...خیلی حالم بده...خیلی دلم تنگه....از لحاظ روحی واقعا حالم مزخرفه...تازه می فهمم چی گفتی و چه سلیقه ای داشتی برای اسم گذاری...