بازگردی یا نه، من غبار روبی نخواهم کرد

بگذار ذرات هوا یاد تو در یادشان باشد.

باز گردی یا نه، برای من یک تکه یاد بیاور

ببین چقدر قانع ام..  و صبور

باز گردی یا نه، من نخواهم رفت

با تو یا بی تو..

باز گردی یا ... راستی

هیچکدام را باور نکن..

 اما باور کن

باز گردی یا نه..

 من باز نخواهم گشت .. هرگز

/ 42 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیطون بلا

هادی،ما قبلاًهم دیگرو نمی شناختیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ساز خدا

ساعت بیست و پنج و ده دقیقه...........به روزم.خوشحال میشم قلم رنجه کنید

آرزو

چه شورانگیز است کاشف اقلیم خویشتن بودن!!! دکتر شریعتی. به روزم [گل]

فصل خدا

سلام گاهی دلم برای خودم هم تنگ میشه.چه اسم زیبایی[گل]

یاسی

سلام پستهاتون رو خوندم هر چی که تو این صفحه بود.چی بگم که تکراری نباشه.خیل با دلم ساز بود ....چه بخواهید چه نخواهید من لینک کی کنم چون عادت ندارم بگم اجازه میدید یا لینک می کنید....از هر وبلاگی خوشم بیاد می لینک............و حالا سر می زنم...........حتما

مروارید

تو غبارروبی کن!‌یادها غبار نیستند و به هیچوجه از بین نمی روند...همواره هستند با تو با من با همه!‌چه بخواهیم و چه نخواهیم!!!! باز خواهی گشت!‌به اصل خویش![گل]

لیلا صادقی

از این شعر بسیار لذت بردم. اگر دوست داشتید برای سایتم شعر بفرستید.

یاسی

منتظر پست جدیدتون هستم

زهرا دشتی

خیلی خوشحال شدم با وبلاگتون آشنا شد م ولی چرا اینقدر دیر؟؟؟؟ این شعرتون فوق العادست .