کاش سایه ای داشتم سرکش

که تا راه را به خطا می رفتم

به دنبالم نمی آمد ...

 

پی نوشت: گفته بودم باقی را تو بخوان ...  سکوت کردی؟؟

پی نوشت بعد: دعایم کن ... شاید راهم را یافتم..

 

/ 50 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو

من خنده های قلبم را با توده های ثروت عوض نخواهم کرد و نه مایلم اشک هایم را که عذابهای خودم دعوت کرده اند با آرامش مبادله کنم... این امید سوزانم است که تمام زندگی ام روی این زمین همیشه اشک ها و لبخندها باشد.

کلاغ قارقاری

سلام و عرض ادب خیلی خوشحالم از این آشنایی مطالب خواندنی و زیبایی دارید امیدوارم همیشه شاد باشید و سلامت خوشحالم می کنید اگر اجازه بدید در لینک دوستان قارقاری نام شما رو هم اضافه کنم ممنون

زینب

خوبه باز سایه ی تو سرکش نیست! سایه ی من انقدر سرکشه که اگه منم نخوام خطا کنم اون منو هل میده جلو!

زینب

سلام سلام. ایم کام بک اگین!

زینب

چه جالب چیدین کنار هم اینا رو... آره خوب نشسته اون بالا و مراقبمونه

مزنا

سلام امروز دوباره به نام وبلاگ شما فکر کردم. دیدم من هم گاهی دلم برای خودم تنگ می شود. نمی دانم چرا. نه اینکه خودم را خیلی دوست داشته باشم . به هر حال به سلامتی دوستانم وبلاگم به روز شده است.

ساحر

سلام وب قشنگی داری من یه سوال داشتم لطفآ بیا وبم و به آخرین ژستم جواب بده مر30 [گل] منم اهل شعرم

بنفشه

بعضی وقتها فکر می کنم خدا واسه ام یه سایه گذاشته که بدونم تنها نیستم که مطمئن باشم یکی همیشه با منه چه سر به راه باشم چه نباشم![لبخند]