کفشهایم را میان راه جا گذاشتم

جای که می بایست جا بگذارم.. زین پس پیاده میرم تا بعد از رفتنم جای پایی بر جا نگذارم

از واژه های دستمالی شده بیزارم، از دوستانی که فقط نام یدک میکشند ...

میگریزم از خودم، از هرچه پایبندم کند به این زمین خاکی

میگریزم ازواژه های که حکم کلاه را دارند

از خاطرم پاک میکنم تمام خاطراتی را که با کفشهایم داشتم

شاید زین پس همه خاطراتی را که یافتم با آسودگی قاب شان کنم

پی نوشت: این روزها دوستانی می یابم که فرسنگها از من دورند اما انگار نه انگار

برای ترنج عزیز با دو ستاره کوچک

/ 18 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی

...سكوت سرشار از سخنان ناگفته است از حركات ناكرده اعتراف به عشقهاي نهان و شگفتيهاي بر زبان نيامده. در اين سكوت حقيقت ما نهفته است حقيقت تو و من.../شاملو

دکترک

سلام آمدم دیدم باز همان کفش است و باز همان پست و باز ..... عرض ادبی بود و بس. والله ما هم گاهی دلمان برای نوشتجات جدید تنگ می شود .

سروناز شیراز

با سسسسسسسسسسسسسسلام : بی نهایت از بابت حضور گرم تون ممنونمممممممممممممم....[ماچ]