دلم برای همه کلاغ های آخر قصه ها می سوزه.. چون هیچ وقت به خونه نرسیدن ....

نمی شد آخر قصه بگیم این بار کلاغ به خونه اش رسید، بلکه همه چیز به خوبی و خوشی تموم بشه...

تا دیگه هیچ قصه ی تا آخر دنیا شروع نشه...

پی نوشت:

1- میخوام یه ذره چرت و پرت بنویسم. به دل نگیر...

2- دوست عزیز و گلم ببخش که گاهی نشناختمت... اماهمین که هستی خوشحالم می کند.

3-کاج پیر پوک وقتی بر زمین افتاد گفت : مرد وقتی باوقار است از درون جان می دهد ! باختم اما تمام شعرهایم مال تو ! مرد اگر بد هم ببازد خوب تاوان می دهد.

4- پی نوشت3 برای 2....

/ 1 نظر / 6 بازدید
نازنین

دنبال بهونه ای که لنگه به لنگه بنویسی.... باش و بی بهونه همینجوری بنویس. جهاني ستان خيام را كه انديشه ها بي كم و كاست گفت پسنديد هر چيز را در جهان نترسيد از هيكچس راست گفت دل عالمي را بشعري ببرد چرا چون دلش هر چه ميخواست گفت