من این روزها تمام درهای باز را می بندم. تا سکوتی را که میهمان کرده ام به میهمانی بنشینم.

خدا را هم اگر به خاطر نفوذ بی انتهایش به هر کجا نبود، راه نمیدادم.

من، سکوت و خدا.

نمیخواهم با خدا صحبت کنم ورنه سکوت می شکند.

دستهایی که سکوت را لمس میکند و خدای که اینجا کمی اضافیست.

 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

یادت رفت قبل از پریدن پرواز را یادم دهی

             حالا بنشین و سقوطم را ببین

  من نیز همچو برف سقوط را می رقصم.

 

/ 38 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مروارید

کاش یکی قدرتش و داشت و جدامون میکرد ...

به لیمو

شاید هم همچون برف فرود بیایی نه سقوط...

آفرودیت

پست قربانیت واقعا قشنگ بود. خیلی ازش خوشم اومد.[گل]

ساز خدا

کاش می توانستم باور کنم........................به روزم

الهام کاشونی

سلامممممممممم چطوری؟ کجایی کم پیدایی خواستم بگم به یادتم مواظب خودت باش روز خوبی داشته باشی شاد شاد شاد باشی همیشه [گل]

صدای سکوت

سلام کم پیدا شدین دیگه هم خبر نمیدین اپ میکنین راستی به نظرت سقوط از هر نوعش بده حتی اگه اون سقوطو دوست داشته باشی؟؟؟

مزنا

سلام هنوز در سکوتید. بمانید که سکوت سرشار ازناگفته هاست.

الهام کاشونی

[گل]سلام دوست خوبم تو همیشه بهم لطف داری نمی تونم جبران کنم می تونم فقط از خدا واست بهترین چیزها +سلامتی رو بخوام شاد شاد شاد باشی همیشه هر چی ارزوی خوبه مال تو