صورتکی ساخته ام از خودم

مثل هیچکس، که همه به دنبالش هستند، اما نیست...

خواستم حرفهای نگفته اش را برایم باز گو کنم..

گوشهایت را درویش کن

چشمهایت را به نگاهش ببخش...

تا آرام آرام فسیل شوم.

/ 35 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسرین

سلام... یه سری از پستاتو خوندم... از اون جورایی می نویسین که باید با حوصله خوند و بهشون فکر کرد... نه مثل من سر سری و تند تند... بازم میام... اما این بار با یه دنیا حوصله... راستی مرسی بابت لطفت و لینک وبلاک... وبلاگ شما هم لینک کردم... شاد باشید...

پير مغان

وقتی که ماه وجودت در سرزمین دیگری طلوع میکند و تو حتی زبانشان را نمی فهمی تا بگویی ماهم راپس بدهید چه میکنی؟

سامه

ما هممون صورتکهای فراموش شده و فسیل شده ایم هر کدوم به نوعی

سپیده

با سلام بسیار لذت بردم چون که وبلاگتان حس مرموزی ورای روزمرگی به خواننده القا میکند اگر با تبادل لینک موافقید حتما اعلام کنید موفق باشید....

مهدی بوترابی

با سلام و احترام. از همدردی و لطف شما متشکرم. موفق باشید[گل]

سحر(سیندرلا)

عنوان وبلاگتون خیلی به دلم نشست برای همین مطالب و خوندم چند تا پست آخرو...خیلی خوشم اومد مرسی[گل]

مروارید

جز در مورد مرگ و زندگی، در رابطه با مسائل ديگر صد راه ميتونه وجود داشته باشه...پس اگه منظورت همونيه كه نشونه اش هم غير فعال بودن كامنت دوني بالاست، بگم كه راههاي ديگه رو امتحان كن.[لبخند][گل]