هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در دل خویش به آن بگو :دانه ها و ذرات تو در وجود من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در دل من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود...

پی نوشت : برای تو دعا میکنم، برای تو که میدانم نیشی که زدی اقتضای طبیعت بود..

 

وقتی حیوانی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد ، من هم نیز همانند تو خواهم سوخت ، زیرا هنجاری که تو را در برابر من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد. خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت ) آماده شده است.

/ 26 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Soofy

Dobareh be dorane bi bargashteh weblogam sari zadam ,,, cheghadr taghir kardeham ,,, amaa hamchenan dost shoma baghi mandeh am ,,, movafagh bashid

سمیرا( اون گوشه از قلبم....

گاهي دلم براي خودم تنگ ميشود. ميان زمين و آسمان دلم جنگ ميشود از وبلاگ كسي به اين جا كشيده شدم. از عنوان وبلاگتون خوشم اومد. خوندم چند تا از پست هاتون رو. دوست داشتيد به خونه ي منم سر بزنيد. شايد با هم دوستان وبلاگيه خوبي شديم

مصطفی

باسلام و درود فراوان آپم یا علی [گل]

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز استاده‌ام چو شمع؛ مترسان ز آتشم!

مائده

هی همین دل بی قرار من ری را ، کاش اینهمه آدمی تنها با نوازش باران نسبتی داشتند ... * همیشه نبودن به معنی از یاد بردن نیست ، گاهی می خزی در تنهایی خودت که هیاهوی بیرون ، کمر به قتل هر آنچه داری بسته اند ... سلام رفیق