گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

می گفت :

به هر قاصدک خاطره ای دادم . و همه را مسافر باد کردم. تا نشانی ام را به یاد یار بی نشانم رساند.

گفتم :

ساقه قاصدک را به یادگار نگه دار تا در یادت یادی بماند.

در دل گفتم کاش میدانستی که قاصدک را با خاک سر سودایی نیست.

نگاهم کرد و گفت : می شود بروی جای دیگر فکر کنی .

 با تمام حسش قاصدک ها را در باد رها ساخت.

من همراه قاصدک به میهمانی خاک رفتم.

 

تقدیم به عزیزی که عزیزش را همین حوالی به خاطره ها سپرد.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٧ - هیادو