گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

جرعه ای سکوت میهمانم کن...

برای گفتن حرفهای نگفته ام نفس کم آوره ام .

حلالم کن

گفته بودی صبور باش... نتوانستم.  که اگر ایوب هم این روزها بود صبرش به هیچ کار نمی آمد...

حلالم کن

تحمل صبوری این روزها سخت است...

حلالم کن

عارف می گفت خوان اول، صبوریست .... 

حلالم کن

 ما که نمی خواستیم عارف شویم... می خواستیم آدم شویم...

حلالم کن

          ....... که آدم هم نشدیم

 

پ.ن.

( به این قسمت توجه نکنید شاید درد شلاقها که تمام شد نظرم برگشت)

خدایا

به همه آنچه که تو را از من و ما جدا کرده قسم، که شلاق را جز با شلاق جوابی نیست...

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٧ - هیادو