گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

 

امروز دلم کمی گرفته نمیدونم چقدر . انقدر گرفته که وقتی دفترچه خاطراتم را از اول تا آخر ورق زدم  ، شروع کردم به پاره کردن ورقهای دفترم از آخرین ورق تا اولین ورق . تمام صفحات را ریز ریز کردم .انگار میخواستم خاطراتم را از ذهن پاک کنم نمیدانم توانستم یا نه ؟!  اما از دفتر خاطراتم دیگر چیزی باقی نمانده جز انبوهی از خاطرات پاره پاره   .  .   .

در جمع من و این بغض بیقرار ، جای تو خالی

فرياد دوباره در يک روز

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٥ - هیادو