گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

دمی غنیمت است شادمانه خندیدن و صادقانه گریستن

نخورده شراب و هق هق مستانه؟

مرا چه میشود ؟

مگر هلیای قصه نادر بازگشته؟

که اينگونه بی تابم!

هم او که می گفت مشتهایمان را سرنوشتمان نوشت.

هم ا و که می گفت بازگشت همه چیز را خراب نکرد. این رفتن بود که باعث فاصله چمخاله تا شیراز شد.

هم او که می گفت...                          هزار گفته...

هم او بازگشته!!؟؟؟

نه !!!! گویی که خواب دیده ام!!!

این درد پا بدجوری امان مرا بریده حالا با این طرز راه رفتن , کمرم هم گاهی دردش را به رخم می کشد.

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٥ - هیادو