گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

تو را که می بینم یاد خوابهای کودکی می افتم
دست تکان دادن هایت را وقت خداحافظی و لبخندت را وقت سلام
تو را در خواب های کودکیم به یاد می آورم
وقتی از خستگی بازی های کودکانه به خواب می رفتم، حجمی از انبوه هوای توی در من جاری می شد
شاید تنها دلیل به خاطر آوردن همین باشد..
پی نوشت:
این روزها سر در گم روزهای از دست رفته ام که حسابشان از دستم در رفته...گوشه ای خلوت کرده ام و در گوشه گوشه ی  زندگی، روزها را به حساب می آورم... شاید روزهای که بیهوده از دست رفت را بشود برای دوباره و دوباره صرف کردن، خرج کرد
 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠ - هیادو