گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در دل خویش به آن بگو :دانه ها و ذرات تو در وجود من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در دل من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود...

پی نوشت : برای تو دعا میکنم، برای تو که میدانم نیشی که زدی اقتضای طبیعت بود..

 

وقتی حیوانی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد ، من هم نیز همانند تو خواهم سوخت ، زیرا هنجاری که تو را در برابر من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد. خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت ) آماده شده است.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠ - هیادو