گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

به قبری تازه میهمانم میکند

کسی که نمیداند برای کشتن من نیازی به این همه زحمت نیست.

کاسه ای خاک.. در دست می گیرم.. نامم را صدا می زنم

چشمانم را می بندم تا این میهمانی با شکوه را جشن بگیرم...

در اوج خوشبختی ام وقتی تو تمام ثانیه هایت را برای من خراب میکنی...

 

پی نوشت: دخترکم دیر آمدی، 19 سال است که دیر آمده ای...

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٩ - هیادو