گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

يک تکه از من اينجاست

دستم را در دستش گرفتُ... آرزوهایم را به باد داد

گفت که میخواهد برود...  برای همیشه و ... رفت

تو چه میدانی بر من چه گذشت ؟!

دست هایم آرام بر کنارم افتاد !

ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

يافتم اينجارا يافتم

بی آنکه بخواهم نگاهش کردم

صدایم زد

نامم را فریاد کشید

نا امید شد

چشمانش را بست و رفت

به آینه که نگاه کردم به او حق دادم

من مرده بودم

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٥ - هیادو