گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

به روزهای آغازینم نزدیک می شود..

همین نزدیکی هاست..

مادر می گفت آرام بودی . آنقدر آرام که گاه به بودنت شک می کردیم.

مادر!! کاش میتوانستم با تمام وجود درد پاهایت را بخرم.

زهر مار می شود کیکی را که روز تولدم  لنگان لنگان روی میز میگذاری.

اگر قرار به خاموشی شمعی هم باشد دو انگشت لازم است

صدای دستهای مهربان در گوشم طنین می اندازد.

و من با چاقوی که با روبانی زینت شده کیک تولدم را هزار پاره می کنم.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸۸ - هیادو