گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

تفنگ های پر برای شلیک به مغز های پر ساخته شده اند!

مغز های خالی برای پر کردن این تفنگ ها!  

پی نوشت :

هی فلانی

برای تو و خویش زبانی آرزو می‌کنم

که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوییم.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۱ - هیادو
 

یکبار به مترسکی گفتم" لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای؟

گفت لذت ترساندن، عمیق و پایدار است.من از آن خسته نمی شوم.

دمی اندیشیدم و گفتم درست است چون که من هم این لذت را چشیده ام.

گفت فقط کسانی که تنشان از از کاه پر شده باشد این لذت را می شناسند

آنگاه از پیش او رفتم و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردن من.

یکسال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شده بود.

هنگامی که باز از کنار او می گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیر کلاهش لانه می سازند.

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱ - هیادو
 

خورشیدم و شهاب قبولم نمی کند
سیمرغم و عقاب قبولم نمی کند

عریان ترم ز شیشه و مطلوب سنگسار
این شهر، بی نقاب قبولم نمی کند

ای روح بی قرار چه با طالعت گذشت
عکسی شدم که قاب قبولم نمی کند

این چندمین شب است که بیدار مانده ام
آنگونه ام که خواب قبولم نمی کند

بیتاب از تو گفتنم آوخ که قرنهاست
آن لحظه های ناب قبولم نمی کند

گفتم که با خیال دلی خوش کنم ولی
با این عطش سراب قبولم نمی کند

بی سایه تر ز خویش حضوری ندیده ام
حق دارد آفتاب قبولم نمی کند

محمد علی بهمنی

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱ - هیادو