گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

فرصتی نشد دستی برای دوستی تکان دهم که زیر باران میرفت

تا به خود آمدیدم کرشمه رنگین کمان از خود بی خودمان کرد

چشم که گشودیم خورشید اجازه نداد به آسمان نگاه کنیم

لب که گشودیم ماه گفت: آرام، ستاره ها خوابند

ما گول چشمک ستاره ها را خوردیم؟؟

 یا کرشمه رنگین کمان را ؟؟            که تا ابد خوابمان برد!!

 

بعد نوشت :

خواهش میکنم هر کسی که هستید . بعد از گذاشتن پیام، آدرس وب خودتون رو هم لطف کنید.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸ - هیادو
 

یادت می آید می گفتی نمی توانی تا آخر قصه بیایی؟  

قصه همان جا تمام شد. همان روز

منتظر شدم،

نیامدی دیر شد

قصه جدیدی بنویس

من مرد قصه تمام شده دیروزم!

مرد تمام شدهء قصه تمام شدهء دیروز!

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ - هیادو