گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

کاش سایه ای داشتم سرکش

که تا راه را به خطا می رفتم

به دنبالم نمی آمد ...

 

پی نوشت: گفته بودم باقی را تو بخوان ...  سکوت کردی؟؟

پی نوشت بعد: دعایم کن ... شاید راهم را یافتم..

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٧ - هیادو
 

دوستی می گفت:

تنگنای سختی است! یک انسان یا باید بماند یا باید برود.

و این هر دو اکنون برایم تهی شده است،

 و دریغ که راه سومی هم نیست..

 

پی نوشت: . . . . . .                   این رامن گفتم، باقی را تو بخوان.

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٧ - هیادو
 

صورتکی ساخته ام از خودم

مثل هیچکس، که همه به دنبالش هستند، اما نیست...

خواستم حرفهای نگفته اش را برایم باز گو کنم..

گوشهایت را درویش کن

چشمهایت را به نگاهش ببخش...

تا آرام آرام فسیل شوم.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٧ - هیادو
 

 

 

روزی همه به پایان خواهیم رسید.

کسی را موریانه

کسی را غربت

کسی را خودش به پایان خواهد رساند.

و پایان هر کس مثل آغازش با دیگری هزار هزار راه فاصله است.

 

پی نوشت: یادت باشد بحثی از مردن نیست . فقط بحث پایان است .

پی نوشت بعد: تنها نفس کشیدن دلیل بودن نیست. همانطور که نفس نکشیدن دلیل نبودن

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٦ آبان ۱۳۸٧ - هیادو