گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

آدمهایی هستند که خوبند
خوب بودن به خوردشان رفته
آمده اند که مهر بیاورند
نه جنسیتشان مهم است.نه عقایدشان.نه سنشان .نه تحصیلاتشان.
مهم این است که با دلشان راحتند
صاف و روراست می آیند توی زندگیت
یک توقف می کنند به پهنای یک عمرت و می روند..
و سالها هم که نبینی شان باز یکجوری انگار با تو مانده اند

پی نوشت:

فقط خواستم بگویم آمدنت به زندگیم اتفاق کمی نبود رفیق،


پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٦ بهمن ۱۳٩٤ - هیادو
 

گاهی دلم می خواهد
بگذارم بروم بی هر چه آشنا،
گوشه ی دوری گمنام
حوالی جایی بی اسم
بعد بی هیچ گذشته ای
به یاد نیارم از کجا آمده،
کیستم،
اینجا چه می کنم.
بعد بی هیچ امروزی
به یاد نیاورم که فرقی هست،
فاصله ای هست،
فردایی هست.
گاهی واقعا خیال می کنم
روی دست خدا مانده ام
خسته اش کرده ام.
راهی نیست
باید چمدانم را ببندم
راه بیفتم...بروم.
ومی روم
اما به درگاه نرسیده از خود می پرسم
کجا...؟!
کجا را دارم٫ کجا بروم؟

 

 

سیدعلی صالحی

 

پی نوشت: هی تو..!!  دقت کردی مدتهاست دیگه نوشتنم نمیاد.. فقط میخونم و خوشم میاد و کپی میکنم اینجا... فقط به خاطر اینکه بدونی هنوز زنده ام...

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٦ آذر ۱۳٩٤ - هیادو
 

هر آدمی جای داره برای قدم زن

جای که هر جور دلش بخواد رفتار میکنه

یه جای خلوت که هیچکس نیست جز خود آدم

 واون جای خلوت برای هر کسی یه شکل خاص داره

یک نفر وسط شعر هاش

 یک نفر وسط آهنگش

یک نفر وسط اتاق خوابش

هر کسی هر جای که دلش بخواد

هر کسی یه جای خلوتی داره که هیچکس نیست جز خودش

این خلوت برای هر کس یه معنی خاص داره

استادی که در اواخر عمرش دچار فراموشی شده بود توی اتاق رو به پنجره می نشست و ساعتها به خیابان خیره میشد.

کسی روی تخت بیمارستان چشمهاش رو می بست و اشکی از گوشه چشمش سرازیر میشد.

پسری گوشه خیابان گیتار میزد و چشمهاش  رو بسته بود. بی توجه به پولهای که عابر توی جعبه گیتار می ریخت.

پیرمردی میان میوه فروشی برای میهمانی که هیچ وقت نیامد میوه می خرید.

و و و

همه اینها رو گفتم و خیلی حرفهای دیگه، که نگفتم. برای اینکه بگم اینجا خلوت من رو شکل داده..

هر وقت هر کجا که گم بشم..

هر وقت بخوام مسخره بازی در بیارم..

هر وقت بخوام ادا در بیارم و یا فریادی بکشم میام اینجا...

اینجا خلوت تنهایی من

اگر اومدی اینجا چیزی نگو... این سکوت ساده به دست نیامد

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٤ - هیادو
 

اگر گمم کردی میدانی کجا پیدایم کنی!

همان همیشگی

همان جایی که هیچ وقت گمان نمیکردی

ابتدای همان راهی که هیچ وقت نرفته بودی

کنار آلاچیق خانه پدری که هیچ وقت ندیده بودی

همان جا

همان همیشگی

اگر گمم کردی...

همان همیشگی...

 

پی نوشت:

توبه کردم
بودنت را نمی خواهم
دورتر نرو
گاهی در همین خیال
کنارم باش


پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱۳ شهریور ۱۳٩٤ - هیادو
 

روزهای بود که پشت هر میزی می نشستم، کسانی بودند که حرفهایم را برایشان بگویم

حرفهایشان را بگویند

این روزها تمام کافه های را امتحان کردم،  هیچکس هیچ حرفی نداشت...

 

پی نوشت:

پشت هر میزی غوغای به پا بود

یکی برای آشتی

یکی برای آشنایی

یکی بی خیال از همه دنیا

یکی گذراندن وقت در کنار دوست

یکی مثل ما سه نفر به دنبال تجربه کافه تازه

یادش به خیر...

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٥ تیر ۱۳٩٤ - هیادو
 

یه کِش اونقدری کِش میاد که بضاعتشه ،
بعدش از یه جائی به بعد دیگه نمیتونه ،
نه که نخواد ... نمیتـونه ...
در میره ، میخوره تو چش و چالتون ...!
این جریان خیلی از آدماست ها
آدمها را بیشتر از تحملشون تحت فشار قرار ندید ...

 

پی نوشت:

گاهی گذشت میکنم و گاهی گذر
کاش بدانی فرق این دو را ...

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٤ - هیادو
 

دیگر زمان زلف پریشان گذشته است
تاریخ مصرف دل انسان گذشته است

در عصر ما فجیع تر از طرح تیر و قلب
عکس گلوله ای ست که از نان گذشته است

در چشم من که "حــــــــال" ندارم بدون "فــــــــــال"
"آینده" نیز- از تو چه پنهان- "گذشته" است!

باور نمیکنم که جهان جای جام جم
از معبر تفاله ی فنجان گذشته است

دنیا جهنمی ست که در روز سرنوشت
تصویرش از مخیله ی شیطان گذشته است

غلامرضا طریقی

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٩ خرداد ۱۳٩٤ - هیادو
 

راهى است میان ما،

نه تو مى آیى، نه من مى توانم بروم

این جاده براى نرسیدن است....

 

پی نوشت:

سکوت حرف های مرا  جاودانه خواهد کرد . . . 


پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ - هیادو
 

همیشه قرار نیست همه چیز طبق میل ما رفتار بشه

گاهی به شدت مخالف خواسته ماست

و این یک بخش از زندگیه..

 

سه توصیه مهم از یک دوست:

1- خودتان را زیاد جدّى نگیرید. هیچکس دیگر هم این کار را نمى‌کند.
2- لزومى ندارد که در هر بحثى برنده شوید، اختلاف نظرها را بپذیرید.
3- آنچه دیگران درباره شما فکر مى‌کنند به شما مربوط نیست.

 

پی نوشت:

دوست من (س ع ) بند سوم رو زیادی به خودم اختصاص میدم.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ - هیادو
 

وقتی که غمگینی
وقتی بسیار غمگینی
وقتی که تا سر حد غمت، تنهایی
به مردم پناه ببر!
به پل های عابر
به صف شلوغ تاکسی‌ها
به ازدحام جمعیت مردم در یک پاساژ
به آن کتاب فروشی دنجیِ که
کتاب ها تورا برای خواندنشان انتخاب می‌کنند!
باور نمی‌کنی اما
گم شدن لا به لای انبوه چهره‌های غریبه
شنیدن “روز خوبی داشته باشید“ از فروشنده
گفتگوی کوچکی در صف تاکسی
پرسیدن آدرس، و جواب شنیدن با لبخند
گپ زدنی کوتاه درباره‌ی کتاب
یک لحظه تورا از میان آن همه اندوه و تنهایی
و آن هاله‌ی سیاه دور سرت
چنان دور می‌کند
که انگار
خوشبخت‌ترین موجود ِ دنیایی!!
راه ِ حل ساده‌ای است!
من اسم این راه را
“مردم درمانی” گذاشته‌ام!

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤ - هیادو