گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

روز ها
هفته ها
سالهاست که نیستی‌
و من هنوز فکر می‌‌کنم
هنوز دیر نیست
.
.
.
نیکی‌ فیروزکوهی

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۸ دی ۱۳٩٥ - هیادو
 

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد
تظاهر به بی تفاوتی،
تظاهر به بی خیـــــالی،
به شادی،
به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست
اما . . .
چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۸ دی ۱۳٩٥ - هیادو
 

سر بگذار بر دردِ بازوانِ من
دستِ نگاهم را بگیر
مرا دچارِ حادثه‌ای کن که با عشق نسبت دارد
من... عجیب از روزگار رنجیده ام..

 

پ.ن.

زندگی در اعماق عادت ها هیچ فرقی با مرگ ندارد

 

تو مرده ای فقط طعم مرگ را نمیدانی..

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٥ - هیادو
 

کاش سایه ای داشتم سرکش

که تا راه را به خطا می رفتم

به دنبالم نمی آمد ...


پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٠ دی ۱۳٩٥ - هیادو
 

بعضـــی از سردرد هــــا نـــــــه با چایی خوب میشـــــــــه …
نــــــــه با ژلفن و نه حتی بــا خوابــــــــ ..!
بعضی از سردرد ها
خوب نمیشن...

 

پ.ن. میدانی! هنوز عادت نکردم...

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٥ - هیادو
 

در درونم چیزی اتفاق افتاده بود، و بدترین چیزها همیشه در درون آدم اتفاق می‌افتد. اگر اتفاق در بیرون اتفاق بیافتد، مثل وقتی که اردنگی می‌خوریم، می‌شود زد به چاک. اما از درون غیر ممکن است. وقتی به این حالت دچار می‌شوم، می‌خواهم بروم بیرون و به هیچ کجا برنگردم...
.
رومن گاری - زندگی در پیش رو

 

 

پ.ن. 

کفاره"ی شراب خوری های بی حساب!
هشیار در میانه ی مستان نشستن است...

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٥ - هیادو
 

عید که آمد
فکری برای آسمان تو خواهم کرد
یادم باشد
روزهای آخر اسفند
دستمال خیسی روی ستاره‌هایت بکشم
و گلدانی
کنار ماهت بگذارم
زندگی
همیشه که این جور پیچ و تاب نخواهد داشت
بد نیست
گاهی هم دستی به موهایت بکشی
بایستی کنار پنجره
و با درخت و باغچه صحبت کنی

پنهان نمی‌کنم که پیش از این سطرها
«دوستت دارم» را
می‌خواسته‌ام بنویسم
حالا کمی صبر کن
بهار که آمد
فکری برای آسمان تو
و سطرهای پنهانی خودم خواهم کرد...



"حافظ موسوی"

 

پی نوشت:    وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
                      که در طریقت ما کافریست رنجیدن

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٤ - هیادو
 

ﻧﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﻧﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ
ﺑﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮﯼ ﮐﺴﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ
" ﻣﺜﻞ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﯿﺴﺖ "
ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ
ﯾﺎ ﺑﺎ ﺍﻭ
ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮕﺮﺩﻡ
ﯾﺎ ﺍﻭ
ﺑﺎﺯﻡ ﻣﯿﮕﺮﺩﺍﻧﺪ
ﺗﺎ ﻣﺜﻞ ﺷﻤﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ ...

" ﻣﺤﻤﺪ ﻋﻠﯽ ﺑﻬﻤﻨﯽ "

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٤ - هیادو
 

می‌پرسد آخر هفته برنامه ی خاصی‌ داری؟ من کوتاهترین و صریح‌ترین پاسخ را می‌‌دهم دور می‌‌شوم بی‌ آنکه از روی ادب هم که شده همین سوال را از او بکنم. نه اینکه کم توجه و بی‌ علاقه باشم یا کد‌های اجتماعی را ندانم . ولی‌ اساساً دنیای من فرسنگ‌ها با دنیای او فاصله دارد.
من دچارِ فرهنگی‌ هستم که مرا با یک عذاب وجدان دائمی بزرگ کرده. فرهنگی‌ که به من یاد داده که هیچکس برای خودش زندگی‌ نمیکند و من و نیاز ‌هایم هرگز در اولویت نیستیم و نخواهیم بود
..
که هر چیز کوچکی، هر چیز کوچکی میتواند به وسعتِ حیرت انگیزی پیش بینی‌‌ها و برنامه‌ها را تحت تاثیر قرار دهد
.
به او جواب میدهم و میدانم یک تلفن، یک خبر، یک روز بارانی ، سوزشی در سینه ، عکسی‌ که از لای کتابی‌ می‌‌افتد، یک خاطره یا خواهش نابهنگام می‌‌تواند روزم را در توالی فراموش شدن و فراموش کردنی نفس‌گیر دگرگون کند
.
شاید اگر استقلالِ فردی و احترام به خود و خواسته های شخصی‌ را طور دیگری برای ما معنی‌ میکردند، امروز دچارِ اینهمه تزلزل در تصمیم نبودیم.

نیکى فیروزکوهی
نامه پنجاه و سوم از کناب در خانه ما عشق کجا ضیافت داشت.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۳٠ بهمن ۱۳٩٤ - هیادو
 

آدمهایی هستند که خوبند
خوب بودن به خوردشان رفته
آمده اند که مهر بیاورند
نه جنسیتشان مهم است.نه عقایدشان.نه سنشان .نه تحصیلاتشان.
مهم این است که با دلشان راحتند
صاف و روراست می آیند توی زندگیت
یک توقف می کنند به پهنای یک عمرت و می روند..
و سالها هم که نبینی شان باز یکجوری انگار با تو مانده اند

پی نوشت:

فقط خواستم بگویم آمدنت به زندگیم اتفاق کمی نبود رفیق،


پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٦ بهمن ۱۳٩٤ - هیادو