گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
 

. . .

پ.ن.

کمی صبر کن.. فقط کمی..
یک سنگ پیدا می شود به نام من. برای من..
آنوقت حرف بزن
یا نگاه کن..
یا اصلا هیچ وقت هیچ چیزیی نگو..
این آخری بهتر است
من درد میکشم به اندازه هر دومان
قول میدهم
به قد هر دو مان درد میکشم!!

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳ - هیادو
 

هرچـــــــندوقت یکبار خــــــــودت را ازخودت طلـــــــــب کن 
شــــــــــاید گــــــــــــم شده باشی..

 

پ.ن. اینجا را دوست دارم چون خلوت است و هیچ مزاحمی...هیچ سوالی..


پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۳ - هیادو
 

داشتم از درد به خود می پیچیدم
همسایه ها گفتند
چقدر قشنگ قر می دهی!
و سالهاست .............
رقاص پردرد خیابانهایم!

صادق هدایت
پ.ن. بار ها و بارها انسانهای را بر چوبه دار دیده ام
اما هر گز فرصت نداشتم از آنها بپرسم..
و البته هیچکدام حوصله دیدن من را...

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳ - هیادو
 

اونقدر خسته ام که مجالی برای باز کردن چشم هایم ندارم

چشم بسته راه میروم  بر روی زمینی که همیشه زیر پایم سست بود

حالا شانه هایم سنگینی لحظاتی را حس میکند که چشم بسته بر راهی قدم گذاشتم ....

دیر یا زود را نمیدانم

من اما مرد راه نیستم

و حتی مرد بازگشت

به قول دوستی:

تو که نمی توانی مرا بالا بکشی.. میترسم تو هم ماندگار شوی.....بــــرو

 

پی نوشت:

اینها یادگاری روزهای از دست رفته اندو من همچنان خوبم

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۳ - هیادو
 

نگران من مباش
هنوز در همان خانه ام
زیر آواری از خاطره ها
کمی مرده ام !
فقط کمی !.

 

پ.ن. بعضی حرفها که توی دل آدمه درد رو چند برابر میکنه...ولی ترجیح میدی نگی...

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۳ - هیادو
 

گاهی گذشت میکنم و گاهی گذر..کاش بدانی فرق این دو را ...

 

پ.ن. مینویسم تا آلزایمر دیرتر سراغم را بگیرد

خوبم

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳ - هیادو
 

زندگی من پر از سکوت های بود که میشد فریاد زد و نزدم..

 

 

پ.ن-

1.  حالم بد نیست.. گول این حرفها رو هم نخور..

 

2.  آس ِ در مشتِ مرا لاشخوران قاپ زدند

     کرکسان قاعده را از همه بهتر بلدند

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢ دی ۱۳٩۳ - هیادو
 

سالهای کودکی

وقتی دردم می گرفت مادر می گفت بزرگ میشوی یادت میرود...

این روزها

تو میشنوی..

دیگران میبینند..

من درد را میکشم..

 

 

پ.ن.

همینجوری که به ذهنت برسه . . . . .

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢۸ آذر ۱۳٩۳ - هیادو
 

سالها پیش وقتی کوچکتر بودم از گم شدن میترسیدم

این روزها عجیب میترسم که پیدا شوم

.

پی نوشت : گم نمیشوم، پیدا نمی شوم اما گاهی حواست به من باشد

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳ آذر ۱۳٩۳ - هیادو
 

این سردرد های لعنتی دست بردار نیست
هر بار به یک بهانه ای
دیگر کاری از دست کسی بر نمی آید که هیچ
قرصهای رنگارنگ هم بی فایده شده اند
و این نشانه خوبی ست
بایگانی قرص ها
تحمل
آرامش
بی هیچ واسطه ای
من اینجا سکوت میکنم تا فریاد کسی را نشونم
من سکوت میکنم
 
پی نوشت: بازگشت چیزی را خراب نکرد. این رفتن بود که باعث فاصله چمخاله تا شیراز شد(نادر ابراهیمی-بار دیگر شهری که دوست داشتم)

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٠ تیر ۱۳٩۳ - هیادو